0

آموزش سواد رسانه‌اي ملي با تکيه بر تفکر انتقادي

moazenرسانه، بازيگر بزرگ و مؤثر دوران ماست. بخش قابل توجه و معناداري از هويت انسان امروزي ناشي از تربيت رسانه‌اي و قواعد حاكم بر فضاي رسانه‌هاست. با توجه به همين نقش تعيين‌كنندة رسانه‌ها، طرح ملي «سواد رسانه‌اي با تأكيد بر آموزش تفكر انتقادي» در پي پانزده سال، تحقيق و آموزش و كسب تجربه، تدوين و اجرا شد.

اگر سخن ديروز در محافل علمي آن بود که رسانه‌ها با ما چه ميکنند، سخن امروز اين است که ما با رسانه‌ها چه مي‌كنيم. مهمترين پاسخ جهاني به اين سؤال «آموزش سواد رسانه‌اي» بوده است؛ آموزشي که مارشال مک لوهان پدر علوم ارتباطات،

ضرورت آن را در سال 1965 اعلام نمود و سازمان يونسکو آن را به در سال 1999 در قالب بيانيه کنفرانس وين، به عنوان يک

آموزش همگاني و ضروري، به همه کشورها توصيه کرد؛ آموزشي که بايد مخاطبان رسانه را به توان انتخاب و گزينش مطلوب پيام‌هاي رسانه‌اي مجهز نمايد. از سوي ديگر، در ماه مارس سال 2009 بود که باراک اوباما، رئيس جمهور وقت آمريکا، فرمانداران ايالات متّحده و رؤسا و مسئولان آموزش‌هاي دولتي را دعوت کرد تا از آنها درخواست مهمّي داشته باشد: تدوين دوره‌هايي كه به‌واسطه آن دانش‌آموزان بتوانند براي زندگي در سدة 21، فرايند كسب مهارت‌هاي لازم را مانند تفكر انتقادي، روش حل مسأله، كارآفريني و خلاقيت، طي كنند. اين عبارت اوباما نيز در اين خصوص، شهرت و اهمّيت بسياري يافت: «تفكر انتقادي يك مهارت قرن 21 است.»

حال سخن در اين است که آموزش سواد رسانه‌اي که در اصل و ذات خود، گونه‌اي تفکر انتقادي است، چگونه بايد براي مخاطبان ايراني و جامعه شيعي طراحي و تدوين شود. آيا ترجمه اين دانش از منابع خارجي به مانند ترجمه کتاب‌هاي رياضي و فيزيک و زيست‌شناسي مي‌تواند راهگشاي مخاطبان و نسل جديد باشد؟ آيا مباني فرهنگي در تدوين اين آموزش‌ها نقشي ندارد؟ يونسکو بر اين مهم تاکيد دارد که اين دست آموزش‌ها بايد مبتني بر ارزش‌هاي موجود در هر جامعه باشد.

گزارشي از پانزده سال تحقيق و آموزش و تجربه در طراحي، تدوين و اجراي «سواد رسانه‌اي ملي با تاکيد بر آموزش تفکر انتقادي» در قالب بسته آموزشي «دوران ما» موضوع اين سخنراني خواهد بود. کاري که به نظر مي‌رسد در اين حجم، به صورت انحصاري و براي اولين بار در جامعه ايران و جهان اسلام در حال تدوين و اجراست.